هر کجا هستم باشم,گوشه ی آسمان مال من است

آپارتمان شماره 11... باشیم یا نباشیم

اگر شکمویید

اگر گرسنه اید

اگر در مقابل چیزهای خوشگل و خوشمزه کم اراده اید 

اگر تزیینات هوس انگیز خوراکی ها ,اشتهایتان را قلقلک میدهد و بعدا به خاطرش به خودتان بد و بیراه میگویید

 و 

 

اگر باردارید 

 

**اصلا ادامه ی مطلب را کلیک نکنید **


برچسب‌ها: میس بیس, missbiss
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1393/11/05ساعت 16:34 توسط مسیحا| |

قبل از اینکه فیلم امشبمان را بنویسیم ماجرایی بگوییم از صبح امروز

 

ورزش بودیم و به قصد جان کندن با یک تکه آهن که سیمی و وزنه ای و دنگل و دونگولی آویزانش بود روی زمین خوابیده و  یک ادا اصول هایی در می آوردیم که خانوممان فرموده بودند , مشغول بودیم که دیدیم هیچ رقم نمیتوانیم آهنگی که پخش میشود را تحمل کنیم 

نمیدانیم دوپس دوپس بود ؟ دنگ دنگ بود ؟ ونگ ونگ بود ؟ اوپس اوپس بود ؟؟اصلا نمیدانیم چه بود ...وزنه و سیم و دنگل و دونگول را ول نموده و با سرگیجه ای که حاصل ایستادن ییهویی بود رفتیم گشتیم کنترل را پیدا کردیم و زدیم آهنگ بعد .

 

در فاصله یک ثانیه سکوت قطع این وشروع بعدی , هر کس آنجا بود بلند گفت:

 

آخیششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش

 

 

 

و  بهت زده نگاهشان کردیم !

خب لامصب ها , اگر این نوای ستم داغان که مثل کشیدن یونولیت روی آسفالت است آزارتان میدهیدچرا عوضش نکردید ؟؟؟؟؟

چرا نسبت به آنچه جریان دارد انقدر بی تفاوتیم؟

و فقط زمانی که حذف شود میگوییم آخیش و میفهمیم تا حالا چه چیزی را تحمل کردیم و حواسمان نبوده

 

چرا به خودمان بی تفاوتیم؟؟


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1393/11/04ساعت 18:1 توسط مسیحا| |

و سلام نام خداست 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1393/11/01ساعت 15:21 توسط مسیحا| |

الوعده وفا :) 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1393/11/01ساعت 13:56 توسط مسیحا| |

دوشنبه ای های کتابخون سلااااااام


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1393/10/29ساعت 22:47 توسط مسیحا| |

هر کار هم که بکنیم

هر چه هم که بشود 

هر قدر که آرشیومان پر بشود 

باز هم

 

لادن

جای تو 

ولی

خالی ...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1393/10/27ساعت 20:23 توسط مسیحا| |

میدونی یه حالی دارم

فک میکنم جای انگشتای خدارو وقتی داشت آب و خاکمو قاطی میکرد و ورز میداد رو تنم حس میکنم

اون لحظه ای که میخواست منو پرت کنه تو دنیا...اون لحظه رو داره یادم میاد 

جای دستاش وسط قلبم تاول زده 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1393/10/26ساعت 13:48 توسط مسیحا| |

این روزها

روزهای انار است

روزهای سام

روزهای چهارشنبه های امام زاده صالح و لیست دعا

این روزها روزهای مادر انار است که حک شده روی سنگ های دلم

نوشته شده در پنجشنبه 1393/10/25ساعت 21:49 توسط مسیحا| |

چارشنبه ایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

سرمان درد میکند ولی خیلی خوبیم :)

 

 به یاد قدیم ها یک پست بازی  مُعَکَّس داریم .


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1393/10/24ساعت 0:1 توسط مسیحا| |

از بلاگفا گله مندیم..

این پست را با خیال راحت یکشنبه نوشتیم و زدیم تایید برای آینده و باز آسوده بودیم ازینکه خودش آپ شده و سری نزدیم !

 


برچسب‌ها: نشر زعفران, نشر پیک کتاب, من یک مامان تازه میخواهم, دوست من جیم
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1393/10/22ساعت 9:32 توسط مسیحا| |

درین باران و نوای تنبور 

یک لیوان چای کلکچالی مهمان ما باشید ...


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1393/10/21ساعت 22:49 توسط مسیحا| |

خوشمان می آید ازین که هر روزمان را با یک المان بشناسیم 

و شنبه هایش را با فیلم دیدن !

حالا میخواهد صبح باشد که دخترمان مدرسه است

میخواهد عصر باشد آن وقتی که نوبت کارتون دیدن خودش است و ما ور دل لبتابمانیم

میخواهد هشت به بعد شب باشد که خواب است !

کلا خوشمان می آید .

مرض داریم دیگر .. چه میشود کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1393/10/20ساعت 19:52 توسط مسیحا| |

بعضی چیزها را باید یک جایی نگه داشت و هی خواند !


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1393/10/19ساعت 9:14 توسط مسیحا| |

برنامه ریزون 5 ...

 

 

 

چارشنبه ایاااااا

 

 

دم دمای ظهر پنجشنبه تون بخیرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1393/10/18ساعت 11:38 توسط مسیحا| |

برنامه ریزان 5 ، فردا شب. امشب و فردا صبح تا ظهر هیچ رقم نمیرسم.

 

 

***

 

ساعت ده و سی و شش دقیقه :

 

نشد و نمیشود .

نظم ما درگیر بی نظمی شد :))

نرسدیم و میدانیم مه نمیرسیم . ما را ببخشید دستمان خیلی بند است .

 

نوشته شده در سه شنبه 1393/10/16ساعت 21:30 توسط مسیحا| |

به نظر می آید روز خوبی باشد ...

فقط به نظر می آید 

سر و ته آویزان شده ام موهایم گیر کرده لای کره ی زمین

یکی هم از آن بالا مالاها مرا میکشید

نه موهایم کنده میشد

نه او مرا ول میکرد

به نظر می رسد صبح خوبی باشد 

به نظر می رسد ...

نوشته شده در سه شنبه 1393/10/16ساعت 7:7 توسط مسیحا| |

کتابیا 

 

سلام ♡♡


برچسب‌ها: قصه های شیرین جنگل
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1393/10/15ساعت 11:26 توسط مسیحا| |

 کاش خداوند به هر کس قبل از دادن هر نعمتی

اول

 

ظرفیتش را بدهد.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1393/10/14ساعت 15:25 توسط مسیحا| |

لادن

جای تو

ولی

خالی ...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1393/10/13ساعت 19:9 توسط مسیحا| |

آدم باید چقدر داغان باشد که بامدادان آدینه از خواب بلند می شود تا بنویسد:

 

گاهی میخواهم یک جنس سومی بود و من او بودم.

 

بعد هم برود بخوابد .


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1393/10/12ساعت 1:28 توسط مسیحا| |


Design By : Night Skin