هر کجا هستم باشم,گوشه ی آسمان مال من است

آپارتمان شماره 11... باشیم یا نباشیم

چقدر تلخه انتظار کسی رو بکشی که هرگز نمیاد

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۰۷ساعت 1:5 توسط مسیحا| |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ساعت 14:27 توسط مسیحا| |

کاش فقط چند روز به عید بود ...و بعد همان سال تحویل و نهایتا تا دوم عید

باقی اش حقیقتا چیز بیخودی ست

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۴ساعت 23:23 توسط مسیحا| |

داره یه انیمیشن خوب ژاپنینشون میده شبکه ی پویا

میفرمایند که:

 

هنرمندها فقط ده سال خلاق هستند

مهندس ها هم همین طور

ازین ده سالت خوب استفاده کن

 

 

بعد نوشت:

آیا خلاقیت می میرد؟ یا یک روز می آید که آدم خسته می شود و دلش میخواهد سالهای گذشته را ورق بزند؟

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۳ساعت 14:29 توسط مسیحا| |

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۱ساعت 20:11 توسط مسیحا| |

عیدی امسال به خودمان

 

پاک کردن اکانت واتس اپ و سایفون و اینستاگرام و تمام گروههای وایبر از گوشی مان است.

و من الله توفیق

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۹ساعت 9:56 توسط مسیحا| |

رفتم تقویم نود و چهار دخترکمان را بدهیم برای چاپ

یعنی ((هووووق))) ترین پسر دنیا کارمان را انجام داد

من نمیدانم این پسرهای بیست و چند ساله ی ابرو برداشته ی دماغ عملی ناخن مانیکوری!!!!! به جان مادر قاسم اگر دروغ بگوییم...ده ناخنش مانیکور شده و بسیار بلند بود، با شلوار آویزان و تیشرتی که عکس خواننده زن رویش است و صدای مامانمینای نیناش ناش چطور قرار است مرد خانواده ای شوند؟؟؟

اصلا مرد خانواده شدن به درک

پس فردا جنگی جدالی دعوای بین المللی خانمان سوزی شد، این قرار است برود از وطنش دفاع کند؟؟

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۸ساعت 20:55 توسط مسیحا| |

صد و پنجاهمین کمی با دخترم را که مصادف است با آخرین چهارشنبه ی سال و تجریش نوردی پیروزمندانه مان  تقدیم میکنم به

 

                                                           *** دخترم ***

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۷ساعت 23:44 توسط مسیحا| |

وقتی تو خانه تن بچه ات از ترس صدای این بمب و نارنجک و مین و توپ و تانک کوفتی میلرزد و انگشتت را یک طوری وقت خواب گرفته انگار قیامت شده، اسمش چهارشنبه سوری ست یا چهارشنبه زوری؟؟

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ساعت 22:8 توسط مسیحا| |

خیال کن

قلب من

شکستنی نیست

خیال کن

حقمه

تنها بمونم

خیال کن

عاشقم بودی ولی من

شاید قدر تو رو هرگز ندونمممممممممم


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۵ساعت 22:35 توسط مسیحا| |

میدونی ...

 

خونه , خیلی فراتر از چارتا سنگ و آجره

خونه همون جاییه که از تو فرودگاه بخاطرش دل دل میکنی... میرسی تو پارکینگ و عین از جنگ برگشته ها کله ی سحری پله ها رو سه تایکی میجهی بالا و صد تا قفلو وا میکنی

بعد....

 

فقط چشمتو میبندی و بووووووو میکنی...

 

 

بوی خونه ی آدمو هییییییییییییییییییییییییییییچ جای دنیا نداره


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت 22:48 توسط مسیحا| |

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ساعت 12:7 توسط مسیحا| |

دیگه اخلاقم داره بد میشه

این سه روزم تموم شه برگردم خونهههههههههههه

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ساعت 11:38 توسط مسیحا| |

دلم

تجریش

میخواهد

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۹ساعت 0:53 توسط مسیحا| |

 

 

عمارت کلوسءوم   یکی از غم انگیزترین و ترسناک ترین جاهایی ست که تابحال دیده ام

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ساعت 9:21 توسط مسیحا| |

رم را دوست دارم

همه چیزش نارنجی ست ♥♥

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۴ساعت 18:16 توسط مسیحا| |

صبح چهارشنبه ی ونیزی تان بخیر ...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ساعت 8:55 توسط مسیحا| |

دیشب توی متروی میدان کنکورد فهمیدم که

شامپ الیزه است، نه شانزه لیزه!!!

 

 

دخترم نشسته پای کامیوتر لابی هتل

میپرسد:

مادر سازنارنجی کودومه؟ 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ساعت 12:43 توسط مسیحا| |

و ما به سفر آمدیم...

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ساعت 10:20 توسط مسیحا| |

دلمان یک حباب پولادی میخواهد

بچپیم تویش.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ساعت 21:16 توسط مسیحا| |


Design By : Night Skin